هم نفسم
هم نفسم،نازنینم،بهونه همیشگی..
کاش میشد اسم قشنگت رو
رو کاغذا میکاشتم به جای این همه گل
کاشکی مجبور نبودم
اسم گلا رو به جای اسمت بذارم
تو خودت خوب میدونی
اگه آدما بفهمن تویی تموم شعرم
از حسادت دلامونو میشکنن
یا یه جور نوشته ای شبمو گم میکنن
هر چی که خواستن به منو تو میگن
با نگاه تلخشون
تو رو آتیش میزنن و منو رسوا میکنن
تو میخوای با هم همزبون باشیم
نمی دونی هیچ کس از همزبونی مهربونی نمیدونه
پس بذار تو باغ شعرم اسم تو پشت ابرا بمونه
تا یه روزی که آفتاب همه جا رو میگیره
وقتی که دیگه کسی نتونه زخم بزنه به دلامون
روزی که من از این گلا میبینم
همه جا عشقتو فریاد میزنم
همه نوشته هامو
پر اسمت میکنم
تو هم اونروز بهم بگو که هم نفسی واسه دلم
@مخصوص _ ا❤❤ا
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۸ ساعت 19:59 توسط zahra
|
دل نوشته هايم در عصر نوجوونى....